سيد جلال الدين آشتياني

61

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

آن‌چيزى كه قبول حركت مىنمايد و مصحح وجود حركت است هيولى مىباشد . بدون وجود هيولى حركت متصور نيست و خارج‌كنندهء شىء از قوه به فعل موجود ملكوتى خارج از اين عالم مىباشد و قابل از آن جهت كه قابل است ، چون فقدان در آن معتبر است ، مبدأ فعل نخواهد شد . مقدار خروج تجددى و مقدار حركت زمان است كه از عوارض تحليلى حركت است ، بنابر مبناى صدر المتألهين زمان مقدار طبيعت متجدده است و هر پديدهء مادى غيرمنفك از زمان ، بلكه زمان در جوهر ذات و طبيعت آن ( به حسب وجود خارجى ) مأخوذ است . برهان دوم بر حركت جوهريه به‌طور تحقيق در جاى خود ثابت شده است كه طبايع جسمانيه در تأثير و تأثر احتياج به وضع و محاذات مخصوصى دارند ، موجودى كه بدون وضع و محاذات تأثير در غير نمايد ، بايد مجرد از مادهء جسمانيه باشد . براى آن‌كه وجود جسمانى به حسب وجود و اصل حقيقت تقوم به ماده دارد و اگر موجودى به حسب نحوهء وجود متقوم به ماده باشد ، در ايجاد و تأثير در غير احتياج به ماده دارد ، چون ايجاد فرع وجود است و بلكه ايجاد تابع نحوهء وجود است ؛ اگر وجودى مستقل در دار وجود باشد ، در ايجاد هم بدون اتكاى به غير فعل از او صادر مىشود و اگر نحوهء وجود شىء وجود غير مستقل و متكى به غير باشد ، در ايجاد هم به حول و قوهء غير مصدر فعل خواهد شد و استقلال در آن راه ندارد . وجود منغمر در ماده بدون مشاركت ماده ، مبدأ اثر نخواهد بود و چون وجود مادى وجود صاحب وضع است ، در تأثير در غير هم احتياج به وضع دارد و اگر بدون مشاركت ماده و وضع منشأ اثر شود ، چنين وجودى وجود مادى نيست و داراى تروحن و تجرد است . طبيعت قائمهء به جسم و ماده تأثيرش در جسم لذاتها نخواهد بود و اگر در جسم مستقلا بدون وساطت ماده مبدأ اثر باشد ، لازمه‌اش آن است كه در تأثير